خانه / کلود / تغییر فرایند کسب وکارها به رهبران آن‌ها بستگی دارد
تغییر فرایند کسب وکارها به رهبران آن‌ها بستگی دارد

تغییر فرایند کسب وکارها به رهبران آن‌ها بستگی دارد

متخصصان بر این باورند که تغییرات معنادار در فرایند کسب وکارها نیازمند داشتن رهبر و مدیری است که بتواند این تغییرات را از قبل پیش بینی کند و افرادی که در شرکت حضور دارند را در مسیر درست هدایت نماید.  در حال حاضر، بیشتر سازمان های هوشیار دریافته اند که باید تغییرات دیجیتالی را  با آغوش باز بپذیرند تا بتوانند تجربه خوبی در اختیار مشتریان خود قرار دهند. یکی از نکات کلیدی برای اینکه سازمان ها بتوانند چنین تغییراتی را ممکن سازند این است که اطمینان حاصل کنند کسب وکارشان بیشتر از قبل  چابک و سریع است.  اما بیشتر کسب وکارها در می یابند که درک نحوه تغییر در شرکت بسیار سخت و دشوار است. بر اساس گزارش تحقیقات فورستر در سال ۲۰۱۴، هیچ معیار جادویی برای چابکی و سرعت وجود ندارد که بتوان از آن  در سیستم مدیریت عملکرد یا بخش داده های شرکت استفاده کرد. فورستر در این باره می گوید: چابکی و سرعت کسب وکارها با افرادی که در آن حضور دارند آغاز می شود.  چابکی کسب وکارها به عنوان تغییر و تحولی تعریف می شود که به شرکت ها اجازه می دهد بازار موجود را در آغوش بگیرند و تغییرات مورد نیاز در این زمینه را اجرا کنند.

 مسئولیت پذیری در حوزه تغییر فرایندهای مرتبط با کسب وکار:

از آنجایی که تغییر و تحول به معنای انجام متفاوت کارهاست، سازمان ها به فردی نیاز دارند که  بتواند  فرآیندهای جدید و توسعه یافته ای را ایجاد کند و چالش های موجود را به خوبی حل نماید. در این میان رهبران نقش بسیار مهمی در انجام تغییرات مورد نیاز  خواهند داشت. هامریچ در این باره چنین می گوید: مدیران اجرایی که مدیریت تغییر فرایندها را به عهده می گیرند قادر خواهند بود در یک دوره زمانی خاص این تغییرات را اعمال کنند. نسل جدید مدیران اجرایی باید بتوانند فرآیندهای تغییر و تحول را به راحتی تعریف کنند .رهبران فرایندهای کسب وکار نقش بسیار ضروری دارند . این نقش در برگیرنده توانایی افراد برای  توضیح و تفسیر هرگونه تغییری است که در شرکت رخ می دهد. جانل هیل معاون رییس در گارتنر چنین توصیح می دهد: این افراد مهارت های پردازشی خوبی دارند  و می توانند نقش مهمی در کمک به تغییر افراد داشته باشند. اینکه فردی بتواند کارمندان را تشویق کند به شیوه متفاوتی رفتار کنند و کارهای خود را به صورت دیگری انجام دهند، یک تلاش بزرگ خواهد بود.

 اهمیت مهندسی مجدد:

در میان مهارت هایی که  رهبر فرایندها در کسب وکارها نیاز دارد، مهارتی وجود دارد که به آن مهندسی مجدد فرایند گفته می شود.  معمولا اینکار به خاطر بهبود تجربه کاربری انجام می شود.  هیل در این باره می گوید: همه شماها دوست دارید مشتریانتان تجربه خوب و متفاوتی از شرکت داشته باشند. به همین خاطر تلاش می کنید فرآیندهای خود را دوباره مهندسی کنید و شرایط را پایداتر  نمایید. این فرایند ممکن است در برگیرنده سیستم های یکپارچه ای باشد که قبلا  در فرایندهای End to end یکپارچه نشده بودند. مهندسی مجدد باید در برگیرنده مزایای فناوری های جدید همچون موبایل،  تعامل از طریق رسانه های اجتماعی، کلان داده، اینترنت اشیا، واقعیت مجازی و ربات های خودکار باشد. هیل در این باره چنین توضیح می دهد: همانطور که می دانید فناوری های جدید زیادی وجود دارد  که می توان از آن استفاده کرد. تمامی این گزینه ها به صنعتی که شما در آن حضور دارید بستگی خواهد داشت. با توجه به تحقیقات انجام شده توسط فورستر، نیمی از جمعیت کار در سال ۲۰۲۰،  نسل هزاره خواهند بود. این نسل بیشتر از سایر نسل ها با رسانه ها و فناوری های جدید کار کرده اند. آن ها به گونه ای بزرگ شده اند که با فیس بوک و رسانه های اجتماعی در ارتباط بوده اند. این افراد روش کاری متفاوتی دارند و ۱۰۰ درصد دیجیتالی شده اند. این موضوع دقیقا همان چیزی است که مشتریان به دنبال آن هستند.

تطبیق شرایط با تغییرات موجود:

رهبر فرآیند کسب وکار باید توانایی تغییر شرایط را داشته باشد. این رهبران باید به تغییر علاقه مند باشند. اما به خاطر داشته باشید که تطبیق شرایط با تغییرات موجود برای هرکسی اسان نیست.  افرادی هستند که ذاتا تغییر را دوست دارند و قادرند خود را با شرایط وفق دهند. اما بیشتر افراد چنین نیستند. این افراد  در مقابل تغییر  مقاومت می کنند و معرفی تغییرات آن ها را عصبانی و مضطرب می کند. یکی از صفات کلیدی دیگری که باید این رهبران داشته باشند روانشناسی دیجیتال درست است. این افراد باید به دنبال روش هایی  برای انجام فرآیندها به شیوه دیجیتال باشند. آن ها باید بتوانند از عناصری همچون موبایل و رسانه های اجتماعی به درستی استفاده کنند.

روانشناسی دیجیتال:

داشتن روانشناسی دیجیتال درست می تواند چابکی و سرعت کسب وکارها را افزایش دهد. توانایی کلیدی دیگری که این رهبران باید داشته باشند درک تقاطع سفر مشتری، تجربه مشتری و فناوری هایی است که او نیاز دارد. مدیران فرایند زیادی وجود دارد که سفر مشتری را به خوبی درک می کنند اما نمی دانند چگونه باید سیستم داخلی شرکت را به آن پیوند دهند. به همین خاطر تغییر در فرایند کسب وکارها در چنین شرکت هایی عملی نمی شود. فرد ایده آل برای تغییر در فرآیند کسب وکارها، کسی است  که درک کافی از سیستم های اصلی، فناوری هایی همچون رایانش ابری و سایر موارد را داشته باشد. رهبران فرایندهای کسب وکارها باید ارتباطات خود را تقویت کرده و توسعه دهند و به دنبال مهارت های سیاسی مورد نیاز برای انجام چنین تغییراتی باشند. رهبران فرآیند کسب وکار  از نقش های مختلفی آگاه هستند و می توانند مسئولیت این کار را بر عهده بگیرند.  اگر رهبر فرآیند در کسب وکارها بر روی درک فناوری های جدید تمرکز کند و  خلاق باشد، قادر خواهد بود موفقیت های زیادی را به دست آورد و فرصت های بزرگ را توسعه دهد. هیل در این باره می گوید: افرادی را می شناسم که به دنبال درخواست سایر افراد برای تغییر در فرایندها هستند. یک رهبر خوب خودش باید آغاز کننده این تغییر باشد. بهترین ایده این است که هر کاری که از دستمان بر می اید را برای بهبود شرایط انجام دهیم. اگر چنین باشد، می توان گفت که یک فرآیند هوشمند داشته ایم. اگر به خوبی درک کنیم که چگونه می توانیم از داده های موجود برای ایجاد ارزش های اضافی استفاده کنیم قادر خواهیم بود از آن برای ابداع محصولات و خدمات جدید در شرکت یا سازمان خود  بهره مند شویم.

منبع: techtarget.com

درباره‌ زهرا کامران ور

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*